تبلیغات
www.MaRn.mihanblog.com - سختی های زندگی
 
www.MaRn.mihanblog.com
داستان كوتاه
                                                        
درباره وبلاگ

داستان های جذاب و جالب از سراسر دنیا.
مدیر وبلاگ : MaRn
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتان درباره این وبلاگ چیست؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نیت کنید و اشاره فرمایید

Online

.

كد ماوس

دوشنبه 24 مرداد 1390 :: نویسنده : MaRn
دختری از سختی های زندگی به پدرش گله می کرد. از مبارزه خسته بود. نمی دانست چه کند. بلافاصله پس از
اینکه یک مشکل را حل شده می دید مشکل دیگری سر راهش آشکار می شد و قصد داشت خود را تسلیم زندگی
کند. پدر که آشپز ماهری بود او را به آشپزخانه برد. سه قابلمه را پر از آب کرد و آنها را جوشاند. سپس در اولی
تعدادی هویج، در دومی تعدادی تخم مرغ و در دیگری مقداری قهوه قرار داد و بدون اینکه حرفی بزند چند دقیقه
منتظر ماند. دختر هم متعجب و بی صبرانه منتظر بود. تقریبا پس از ٢٠ دقیقه، پدر اجاق گاز را خاموش کرد، هویج ها
و تخم مرغها را در کاسه گذاشت و قهوه را در فنجانی ریخت. سپس رو به دختر کرد و پرسید: "عزیزم چه میبینی؟"
دختر هم در پاسخ گفت: "هویج تخم مرغ و قهوه."
پدر از دختر خواست هر کدام از آنها را لمس کند. هویجها نرم و لطیف بودند و تخم مرغها پس از شکستن و پوست
کندن سخت شده بودند. در آخر پدر از او خواست قهوه را ببوید. دختر دلیل این کار را سوال کرد و پاسخ شنید:
"دخترم هر کدام از آنها در شرایط ناگوار یکسانی در آب جوش قرار گرفتند ولی از خود رفتارهای متفاوتی بروز دادند.
هویج های سخت و محکم، ضعیف و نرم شدند. پوسته های نازک و مایع درون تخم مرغها سخت شدند ولی دانه
های قهوه توانستند ماهیت اب را تغییر دهند."
سپس پدر از دخترش پرسید: "حالا تو دخترم وقتی در زندگی با مشکلی رو به رو می شوی مثل کدام یک رفتار می
کنی؟
هویج، تخم مرغ یا قهوه؟"





نوع مطلب :
برچسب ها :






 
   
// End -->