تبلیغات
www.MaRn.mihanblog.com - 24 ساعت عمر بیشتر برای اسكندر
 
www.MaRn.mihanblog.com
داستان كوتاه
                                                        
درباره وبلاگ

داستان های جذاب و جالب از سراسر دنیا.
مدیر وبلاگ : MaRn
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتان درباره این وبلاگ چیست؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نیت کنید و اشاره فرمایید

Online

.

كد ماوس

شنبه 29 مرداد 1390 :: نویسنده : MaRn
اسكندر مقدونی در 33 سالگی در گذشت. روزی كه این جهان را ترك می‌كرد، خواست یك روز دیگر هم زنده بماند، فقط یك روز تا بتواند مادرش را ببیند. همان 24 ساعت فاصله‌ای كه باید طی می‌كرد تا به پایتختش برسد!

اسكندر از راه «هند» به «یونان» برمی‌گشت و به مادرش قول داده بود وقتی كه تمام دنیا را به تصرف خود درآورد بازخواهد گشت و تمام دنیا را یكپارچه به او هدیه خواهد كرد. بنابراین اسكندر از پزشكان خواست تا 24 ساعت مهلت برای او فراهم كنند و مرگش را به تعویق اندازند.

پزشكان پاسخ دادند كه كاری از دستشان برنمی‌آید و او بیش از چند دقیقه قادر به ادامه زندگی نخواهد بود. اسكندر گفت: من حاضرم نیمی از تمام پادشاهی خود را یعنی نیمی از دنیا را در ازای 24 ساعت بدهم. پزشكان گفتند: اگر همه دنیا را هم كه از آن شماست بدهید، ما نمی‌توانیم كاری برای نجات شما انجام دهیم. این امری غیر‌ممكن است.

آن لحظه بود كه اسكندر بیهوده بودن تمام كوشش‌هایش را به‌طور عمیق درك كرد.

او با تمام دارایی‌هایش كه كل دنیا بود، نتوانست حتی 24 ساعت را بخرد. 33 سال از عمرش را به هدر داده بود برای تصاحب چیزی كه با آن حتی قادر به خرید 24 ساعت هم نبود.





نوع مطلب :
برچسب ها :






 
   
// End -->